تبليغاتX
وصله ی ناجـو ر
18 Apr 2006

 

ولی اینطوریکه بوش میاد، فردا غذای دانشگاه، قورمه سبزیه، چون بد جوری دارن چَمنا رو کوتاه می کنند!!!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:23 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
7 Apr 2006

 

توی دانشگاه، آدمای زيادی می بينی که به قول خودشون اومَدن که فقط دو، سه تا پروژه از نوع جنس مخالفشون رو پيدا کنند وبه اين انرژی حيات بخش خودشون یه حالی بدن . درطرف مقابل آدمای تنهای زيادی رو هم می بینی که با ظاهر فريبنده­ی خودشون، با داغ مهر رو پیشونيشون و با آوردن لفظ استغفرلله خواستَن نِشون بدن sex چيزه بدیه!! گروه اول آدمايی هستند که به نظر من رو بازی می کنند و با تیپ و ظاهرشون ، نِشون می دن که باطنشون چیه. اما گروه دوم آدماي منفعلی هستند که شعارشون اینه که انسان تا ازدواج نکنه نمی تونه از این جور رابطه های به قول خودشون نا مشروع داشته باشه، وپیمان می بندند که تا امر ازدواجشون تحقق پیدا نکرده از این جور کارهای بدبد نکنند !! شاید این نیاز از درون بـهشون فشار آورده و گرنه چه نیازی به بستن چنین عهد و پیمانی اسـت ؟؟ مگر نه اینکه جواب نیاز برطرف کردن آن هست؟؟  هر چیزی که توی زندگی برای ثابت نگه داشتنش نیاز به تلاش و رنج باشه روش طبیعی یک زندگی نرمال نیست، تو تا چقدر می تونی مشتت رو سفت نگه داری ؟؟  24 ساعته؟؟ خسته نمی شی؟؟هر چقدر بیشتر سفت کنی زودتر خسته می شی ولی آدم می تونه دستش رو باز نگه داره و خسته نشه !!!  این رو نگفتم که خیال کنی  24 ساعته باید تخلیه جسمی بشی !! اما خیلی راحت می تونی باهاش کنار بیای.

 

 حالا خیال نکن من در مقام یک درمانگر، دارم برای تو نسخه تجویز می کنم. درد من خود من است با توجه به شناختی که از خودم دارم من آدم ناراضی هستم. گلایه من انسانهایی هستندکه دارند به چیزی تظاهر می کنند که دیگه الان با ذات بشر نمی خونه یعنی آدمایی که نشون می دهند نسبت به SEX  بی تفاوت هستند اما آمپرشان از خیلی ها که به این قضیه تظاهر می کنند بالاتر است....  آره داشتم میگفتم میتونی باهاش کنار بیای اما اگر این طور نشه، یه موقع می رسه که می بینی کاملاً قضیه رو  وا دادی. نه تنها مشتت بلکه چهار ستون بدنت شل شده. می خوام بگم که،یه موقع می رسه که دیگه خسته شدی . ذهنت خسته شده . آره چون موقع عهد بستن، یک گوشه ناچیزی از مغزت به اون پیمان بله گفته، بقیه مغزت به فکر برطرف کردن عملی اون نیازه .. می خوام بگم آدمایی که SEX رو محکوم می کنند خیلی بیشتر تو خلوت خودشون باهاش عکس یادگاری می گیرند. می خوام بگم اگر ناموس پرستی، اتفاقاً در برابر این آدما از ناموست دفاع کن.می خوام بگم این جور آدما هستند که خطرناکند.چون آدمای تشنه ای هستند. می خوام بگم نزدیک آدمای خطرناک نشو. آره می خوام بگم...............

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:29 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
27 Mar 2006

 

در عرصه­ی گیر و واگیر این شهر خاکستری تنهایم. بر دیدگانم هر فردی بیجه ای است بی اعتماد. بر سیمای مردم این شهر نگاه کن، رنگ شهوت را از چهره شان نمی خوانی ؟؟؟ من هر شب با دیده گانم هزاران خفاش شب، هزاران کرکس، هزاران عقاب می بینم که در بطن این جامعه­ی بی محتوا رسوخ می کند. من هر صبح ده ها سر بیجه را می بینم که در بالای دار، قاب می شود و به دنبال آن هزاران تفکر بیجه ای را می بینم که در بطن این جامعه، باب می شود . آهای نامردهای روحانی شهر، چرا باید جامعه­ی ناب محمدی تان با این فرهنگ و تمدن پیشینه اش بوی گُه و لجن بدهد؟؟؟ ظلمت و تباهی برنامردمان نادانِ ندانم کاری، که علم و دیانت نزدشان توهم است و دائماً من و تو را به صلاح می خوانند و می خواهند زوری ما را وارد بهشتی کنند که روزی است و حتماً باید قسمتت شود..ظلمت و تباهی بر نامردمان جفاپیشه­ی جَفَنگ در کُنی که هزاران بیجه محصول تفکر محدودشان است و با اعدام یک بیجه هزاران نفر مثل او را وارد بازار بیهودگی این شهر بی صاحب می کنند.آری افسوس ، بهشت واقعی که برای من و تویی همچون جهنم شده است در دست نامردمانی است که به ظاهر از نور، لباس اهورایی پوشیده اند و در باطن، لبان شیرین دنیا را می مکند و اگر ببینی و بیندیشی خواهی فهمید که به خاطر این همه ممنوعیت و محدودیت است که از همه­ی ما، یک عدد  بیجه ساخته اند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:32 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
25 Mar 2006

 

یکی از بچه های میکروبیولوژی که آقا به جان شما روی هر چی میکروب است را کم کرده هم نماز می خونه و هم به قول خودش آن کار دیگر می کند !!! باطن فاسدش را با ظاهری قدیس مآبانه رنگی نو داده و به دنبال فرصتی است که از جانبی اشتهای هر دو دل سیاه و سفیدش را پر کند!!! آدمی که در سطحی ترین برخوردهای اجتماعی اش دچار لغزش است و با هیچ بنی بشری نمی تواند ارتباط برقرار کند ولی هر آنچه که حاصل ارتباط عمیقش با دیگران  تا به امروز یافته را از قِبَل و ماترک نماز خواندن می داند!!! البته من نمی دانم فرق او با جَفَنگ ترین بچه های دانشگاه چیست؟ بابا خدا وکیلی گاوترین آنها هم برای خودش یک قانونی از بودن را تعریف کرده..اما این بنده خدا دائماً برای همه رنگ عوض می کنه و هر کسی را به شکل علامت خطر می بینه در صورتی که به نظر من خود او خطرناک ترین آدم دانشکده است، از اون جانورهایی است که 24 ساعته به برجستگیهای خوشایندش نگاه  می کند و وقتی حظ و وف کافی برد دستی به ریش می کشد و بر دودمان آن طرف لعنت می فرستد!!! چه می شود کرد اینگونه آدمها که تعدادشان کم هم نیست ، اسیر تفکر انسان شکنی شده اند که روزگار برایشان رقم زده. جانورهایی که به خیال خود در دنیا سعادت می جویند ، و در پناه نیمچه ایمان خود به خواب خرسی فرو رفته اند  و مقداری هم خون من و تو را به شیشه می کنند و در نهایت تصور می کنند که تو با وجودشان چقدر حال میکنی....... نمی دانم اما به قول داداشمون، آدم باید یا سفید باشه یا سیاه ، خاکستری نداریم. تو هم آقای میکروب، بیا جان مادرت خاکستری نباش.......

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:52 AM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
23 Mar 2006

ســــلام­­­­­­­­، چطوری ؟

اومدم شروع کنم تا از توی خودت و خودم یه چیزی دست و پا کنم ، تا از اون من آکبند و دست نخورده فاصله بگیرم تا توی یک سطح از بودن نَمونم و به در جا زدن عادت نکنم. تا این لحظه توی تو به دنبال من مامانی خودم میگشتم، من باب میلم، میدونی که چی میگم؟ اما الان من ِمن تغییر کرده و به دنبال کسانی میگردم که من رو با خودم یگانه نگذارند و اندیشه های فابریک من رو نقد کنند و وجودم رو به چالش بکشانند ...فقط همین.....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:30 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~