باز هم کوله پشتی انگشت اشاره اش را به سوی آرین نشانه گرفته است. انسانی که می خواهد با چراغ هدایت خود سینهی جهالت زمان را بشکافد...
آری ... باز هم کوله پشتی از آرین سخن می گوید. گزیدهی تصاویر او را پخش میکند. نمی دانم ... شاید باز هم میخواهد ما را مجاب کند که در این سرای تزاحمها ، تعارضها و تغابنها باید به دنبال معنا و معرفت رویم !!!
امّا سئوالی که اینجا مطرح میشود آن است که مگر خود او با تبلیغ این مسیر معرفتی را طی کرده است؟؟ اصلاً از کجا معلوم که مسیر قبلی زندگی اش درست نبوده است؟؟ اگر انسان بخواهد بت هرزه گی اش را بشکند راهی بجز مسلمان شدن ندارد ؟؟
می دانم معرفت و باور ، جوهر وجودی آدمی است. در واقع انسان ، نان باورهایش را میخورد. امّا معنا و حقیقتی که در پی تبلیغ برآید ، باور کنید به ارزنی نمی ارزد...
اگر به دنبال معرفت میگردیم ... اگر با دیدن آرین ها صدای شکستن بغض هایمان را در گلو میشنویم ... اگر میخواهیم مسلمان موروثی نباشیم ... اگر در پی سئوالات بنیادینمان هستیم ، اینکه از کجا آمده ایم و به کجا میرویم ؟؟ باید حداقل این را هم بدانیم...
در دین اسلام سفارش شده که در شناخت اصول دین نباید تبلیغ و تقلید کرد. یعنی خود شخص به مرحله ای از شناخت برسد که دست عنایت خدا را در کارهایش بنگرد و بوضوح احساس کند که خداوند در آیینهی وجود او ، نه تصویر خود را بلکه همهی خود را به تماشا نشسته است...
حرف آخر : هزاران نفر، هر روز آمده اند که مردم را بیدار کنند و تنها با انگشتان خود صراط المستقیم را نشان داده اند... انگشتان آنها حقیقت آن راه مستقیم نیست...
