با تشکر از داش میثم که ما رو هم تو این بازی وبلاگی راه داد !
1
من آدمی هستم که برای مسائل سطحی بطور ناخودآگاه دلیل های مسخرهی فلسفی می چینم ! مثلاً چند روز پیش داشتیم با قطار میرفتیم کرج که به درس و دانشگاه برسیم... گرم حرف زدن بودیم حین صحبت ، یکی از رفقا رو به جمع گفت ( نمی دونم ...چرا اونایی که خونشون کنار راه آهن و فرودگاه است تعداد بچه هاشون بیشتره ) منم خیلی جدّی گفتم ( دلیلش اینه که وقتی قطار یا هواپیما از کنار خونشون رد میشه از خواب بیدارمیشن میگن ما که حالا بیدار شدیم بذار یه سیخ هم بزنیم ! ) آقا ما اینو جدی گفتیم امّا بچه ها شوخی شوخی تا خود دانشگاه خندیدند !
2
من اعتراف میکنم آدم ترسویی هستم یعنی کسی که در شرایط غیر قابل پیش بینی و خطر ناک به جای اینکه با مغزش فکر کنه با پاهاش فکر میکنه ! مثلاً پارسال با رفقامون تو خیابون ولی عصر داشتیم قدم میزدیم یدفعه یک سگ ولگرد جلو مون سبز شد .دوستام خیلی راحت از کنارش رد شدند ولی من یه نمه خودم رو جمع کردم سگه هم خیز برداشت ...من از این حالت ترسیدم و پا به فرار گذاشتم سگه هم تا میتونست دهن ما رو آره !
3
یکی از هزاران اخلاق بدی که دارم اینه که همیشه به تعداد غلط های آدمها نمره میدم شاید دلیلش این باشه که از همون اول، تو مدرسه به تعداد غلط هام تو هر درسی نمره داده شده نه به تعداد صحیح هاو من هم این رو یاد گرفته ام!
4
آدم گیج و فراموشکاری هستم... بچه ها میگن سرم با کونم فوتبال دستی بازی میکنه !
5
وقتی میخندم فوق العاده خواستنی میشم ! ( میگن دروغ چی چی نمیاره ؟)
پ.ن : کثافتا ! همهی اون 5 نفری که من میخواستم بگم قبلاً نوشتن ....