تبليغاتX
وصله ی ناجـو ر
20 Oct 2007

 

امروز

 

حال کره اسبی را داشتم

 

که زمان را با چریدن

 

اسراف می کرد !

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:6 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
10 Oct 2007

 

امروز دختری لغزیدن چشمان بیگانه­ی مرا بر بدن زیبایش حس کرد !

 

با رفتارش خواست  مرا متوجه اشتباهم کند !

 

ولی من برای ادامه­ی این تفریح غم انگیز  !   مشتاق تر شدم  !

 

چون لذت زندگی  از آن کسانی است که آماده­ی اشتباهات مفرح اند !

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:47 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
8 Oct 2007

 

هیس   

 

رویا ، خواب است !

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:40 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
8 Oct 2007

 

 

روبرویم نشست

 

چشمانم به گردی چشمانش گره خورد

 

همین بهانه ای شد تا گفتگو را بر لبهای یکدیگر ثبت نام کنیم !

 

خندید و گفت هوا خیلی سرد شده !

 

خندیدم و گفتم ، خیلی  !

 

گفت چی می خونی ؟

 

گفتم میکروب شناسی

 

و من سئوال کردم

 

خندید و گفت مردم شناسی !

 

گفتم،  پس روشنفکری ؟!

 

مکث کرد و گفت نه !

 

روشنفکری، پنهان کردن مرام هایی است که تو را به آدمها شبیه میکنه ! من بزرگ شده میان همین مردمم و تو سری خور همین آداب و سنن !

 

گرم حرف زدن بودیم ، به ایستگاه رسیدیم ، پیاده شد ...

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:15 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
4 Oct 2007

 

گلایه ای از زن کف بین نیست

آخر ،

تقصیر او چیست ؟

که عصر معجزه به سر آمده است !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:8 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
2 Oct 2007

 

امروز پسری در خیابان،  خایه هایش را به شدت میمالید  !

 

اندوهگینش بودم که مبادا دختری  رنج و زحمت بی وقفه اش  را حین انجام کار ببیند !

 

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:57 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
2 Oct 2007

 

 

آبی که روی زمین جاریه بالاخره راه چاله رو پیدا میکنه !

 

شده قضیه دول ما !

 

بدجور دنبال سوراخ سمبه میگرده  !

 

سعی و تلاششو تحسین میکنم  !

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:55 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~
2 Oct 2007

 

این روزها از پس ظاهر هر رفتار ،  آسان میروم

 

چون وقوف ، بر چرایی رفتار است !

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:52 PM  توسط حمیدرضا صدر  | 

~ ~ ~