خوب ، شما اسمش را بگذارید هرزه گی !
من هم این میل هر روز با یک دختر بودن را میگذارم به حساب رسیدن میوهی شناختم!
بماند که هر روز دارم صرف میشوم !
هر روز در حال شدن ام !
آخر چقدر باید بگذرد تا برسیم !
تو پرسیدی خوب هدفت چیست ؟
پاسخ دادم : اینکه به هدفم برسم به مقصودم !
میوه در مسیر تکاملش به مقصد رسیده است نه به مقصود
چون در سفر دانه به گل بعد از میوه شدن و رسیدن باید باز هم از دانهی آن استفاده شود
من در رابطه ام با دختر ها میخواهم به مقصود برسم !
به مقصد های پیاپی رسیده ام !
حرفهایم که تمام شد خندیدی و گفتی حالا اینها را بی خیال !
بیا برایت یک دختر رسیده پیدا کنم !
فصل بلوغ سینه هایش با خودت !
دهانم را کج کردم و گفتم : تو گوز نداری که به قِــلاق بی اندازی مَشتی!
